|
عطر سیب مقالات و دست نوشته های شخصی
| ||
|
امروز صبح از کنار مصلای امام خمینی که عبور میکردم عطر زلال یاس مشام را نوازش میداد و روح را طراوت می بخشید... میلاد یاس بر مهربان یاسمن های عشق و عاطفه مبارک...
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:33 ] [ سبوی تشنه ]
سالروز میلاد بانویی که مهریه اش آب بود ... و روز "مادر" بر تمامی مادران و همسران مهربان ایران زمین مبارک [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 14:25 ] [ سبوی تشنه ]
جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد وگرنه خوابمان میگیرد، دست انداز ها نعمتند! شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است! وقتی احساس غربت میکنی، یادت باشد که خدا همین نزدیکی هاست! وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست! آسمان، چشم آبی خداست، و نگران همیشه من و تو! خدایا! قادر نیستم خود را به خانه تو برسانم، لطفا تو خود به خانه ی من بیا! [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 19:17 ] [ سبوی تشنه ]
بالاخره بغض آسمان بعد از چند روز باز شد و به شدت در حال بارش برکات الهی است! صبح در مسیر اداره باغبان پارک از شدت بارش باران زیر پل عابر پناه گرفته بود و از همان مکان رهگذران را امر و نهی مینمود که از روی سبزه ها راه نروند....من که هر روز او را در حال آبیاری سبزه ها می دیدم با خود اندیشیدم بهتر است بروی؛ امروز خدا خود سبزه ها را آبیاری میکند!...
فصل پاییز و هم زمان با بارش بارانهای پاییزی دل نوشته ی باران را برای خبرگزاری موج ارسال نمودم ، پس از کارشناسی مطلب اعلام شد: مطلب از لحاظ ادبی سنگین است و به درد مخاطب عام نمیخورد لطفا در وبلاگتان از این مطلب استفاده نمایید. من هم گفتم چشم! باران را که ورق می زنی معنایی جز زلالی روح عشق در آن نمی یابی ! باران شکوه مهر پرودگار است بر تارک هستی! اندیشه ی بارش بر آستانه ابرهای تیره می نشیند تا با مجوز یکتا معبود مهربان گره از بند تسبیح قدوسی گشوده شود و دانه دانه فرو ریزند ؛ گل دانه های عشق و طهارت! دانه های باران حامل سلام یگانه آفریدگارند بر وجود آفریده! شستشو میدهند و می زدایند کدورتها و حجابهای نشسته بر جان های خسته را! نگاه می کنی عظمت بارش را و بی اختیار دستانت را تا اوج تمنا به سمت یکتا معبودت بالا می بری و می خواهی استجابت خواسته هایت را ... نگاه می کنی باریدن ابرها را و بی اختیار طلسم دهانت می شکند و گلواژه ی حمد و شکر شکوفا میشود و سپاسی در پی حمدی دیگر تا عمق وجودت را بهاری می کند! اینجاست که حجابها را باید بشویی و همرنگ باران شوی و بخواهی شفافیت شبنم گونه را... اینجاست که باید رها شوی از منیّت ها و همراه باشی با تسبیح گویانی که در نهایت زیبایی لحظه هایت را آراسته اند! اینجاست که ترنم هدیه ی الهی را باید به جان بخری و پاسخی در خور جبران مهیا سازی! وقت، وقت ماندن نیست ، وقت جا ماندن از ثانیه های عبور نیست! بارش یعنی حرکت! بمانی ، مانده ای در مرداب زمان بی تحرک و اینگونه ماندن یعنی فناشدن! بارش روح حرکت و خواستن است و نجوای طپش ِ روییدن! از باران درس بگیر ، همراه شو و حرکت کن تا جاری شوی در زلالی آسمان، زمزمه کن حمد واژه های نیایش را و ببار! ببار که پرودگارت باران را امر به بارش فرموده است!
[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 9:41 ] [ سبوی تشنه ]
نامه ای به بهشت ....... از طرف شهید آوینی برسد به شهید ( رضا مرادی نسب )
[ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 ] [ 1:24 ] [ سبوی تشنه ]
مولا جانم درست است که خطاکارم اما از صمیم جان دوستت دارم...نگاهم کن!
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 13:45 ] [ سبوی تشنه ]
ایام فاطمیه و سوگواری یاس بوستان آل طه بر شیعیان و دلسوختگان حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها تسلیت باد ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم مامور برای خدمت زهرائیم روزی که تمام خلق حیران هستند ما منتظر شفاعت زهرائیم
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 14:36 ] [ سبوی تشنه ]
یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد! [ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 0:53 ] [ سبوی تشنه ]
آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟ آخرین جمعه سال است کجایی آقا؟ یک نفس عاشق اگر بود زمین می فهمید عاشقی بی تو محال است کجایی آقا؟
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 20:31 ] [ سبوی تشنه ]
دو قدم مانده به خندیدن برگ
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر....
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان!
سال نو پیشاپیش مبارک
در آخرین پنج شنبه سال و در آستانه بهار میهمان شهیدان گمنام باشیم و صله ی ارحام با شهدا را فراموش نسازیم... سلام ما را هم برسانید... یادمان باشد!
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 12:12 ] [ سبوی تشنه ]
|
language="javascript" >
language="javascript" >
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||